الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

249

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

گر به منطق كسى ولى بودى * شيخ سنت « ابو على » بودى چشم عقل از حقايق ايمان * هست چون چشم اكمه از الوان ( ناشناس ) 586 - ديوانگى غم و تشويش نيمى از پيرى است و محبّت و تودّد نيمى از عقل . شيخ بهايى گويد : اگر تودّد نيمى از عقل است ، تباغض و كينه‌توزى ، تمام ديوانگى است . 587 - سوز درون هنگامى كه « ابن رومى » مسموم شد و سم در او كارگر افتاد ؛ تشنگى بر او غالب گرديد و چنين سرود : أشرب الماء إذا ما التهبت * نار أحشائي كأحشاء اللهب فأراه زائدا في حرقتي * و كأنّ الماء للنار حطب * * * آب مىنوشم ، هنگامى كه درون من چون قلب آتش مىسوزد ؛ ليكن آب ، آتش درونم را افزون مىسازد ، گويى كه هيزمى به آتش درونم مىافزايم . 588 - بازتاب اعمال و شاعر چه نيك سروده است : نيك و بد هرچه كنى بهر تو خوانى سازند * جز تو بر خوان بد و نيك تو مهمانى نيست گنه از نفس تو مىآيد و شيطان بدنام * جز تو بر نفس بدانديش تو شيطانى نيست ( ناشناس ) 589 - آرزوى واهى إنّ الذين بنوا فطال بناؤهم * و استمتعوا بالمال و الأولاد جرت الرياح على محل ديارهم * فكأنهم كانوا على ميعاد ( امير المؤمنين ) « 1 »

--> ( 1 ) . ديوان امام على عليه السّلام ، ص 151 .